ملا خليل بن غازي القزويني

400

صافى در شرح كافى (فارسى)

التَّفْرِيض : چيزى را واجب شمردن به دلالت محكمات قرآن بر وجوب آن . يعنى : روايت است از محمّد بن عبيده گفت كه : گفت مرا امام موسى كاظم عليه السلام كه : اى محمّد ! شما جماعت شيعه ، سخن شنوتريد امام خود را يا مخالفان ؟ گفتم كه : ما سخن شنوى كرديم و ايشان نيز كردند . پس امام گفت كه : نپرسيدم تو را از اين . مراد ، اين است كه : جواب ، مطابق سؤال نيست . پس نبود نزد من ، زياد از جواب اوّل . مراد ، اين است كه : جوابى ديگر نداشتم كه گويم . پس امام عليه السلام گفت در بيان اين كه ايشان سخن شنوترند از شما كه : به درستى كه مخالفان ، تعيين كردند به امامت ، مردى را كه نشمرده‌اند فرمان‌بردارى او را واجب از جانب اللَّه تعالى در محكمات قرآن و سخن او شنيدند و شما تعيين كرده‌ايد به امامت ، مردى را و واجب شمرده‌ايد فرمان‌بردارى او را به دلالت محكمات قرآن كه در آنها نهى از اختلاف از روى ظن هست ، با وجود اين ، سخن او نشنيديد . پس ايشان سخن شنوترند از شما . مراد ، شكايت و نهى از گفتن چيز ندانسته است يا از ترك تقيّه . [ حديث ] سوم اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى ، عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ : ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ : « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ » فَقَالَ : « وَاللَّهِ ، مَا صَامُوا لَهُمْ وَلَا صَلَّوْا لَهُمْ ، وَلكِنْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً ، وَحَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا ، فَاتَّبَعُوهُمْ » . شرح : روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام در گفتهء اللَّه - عزّ و جلّ - در سرزنش بعض اهل كتاب در سورهء توبه كه : فرا گرفته‌اند براى خود ، علماى خود را و رياضت‌كشانِ خود را خدايان ، غير اللَّه تعالى . پس امام گفت : به خدا قسم كه تابعان ، روزه نگرفتند براى رضاى ايشان و نماز نكردند براى رضاى ايشان . مراد ، اين است كه : پرستشِ صريح نكردند ، و ليك علما و رياضت‌كشان ، حلال كردند براى تابعان ، حرامى را و حرام كردند بر ايشان حلالى را . پس ايشان تابع شدند و به اين اعتبار مشرك شدند .